در مادرید، زنی جوان روسی با پسر هشت سالهاش زندگی میکند از زمانی که پدرش آنها را ترک کرده است تا «برای گنج جویی» برود. در سن سباستیان، مسافری ژاپنی با زنی باسکی جوان آشنا میشود؛ آنها با هم میگذرانند تا دوستیهایش را معرفی کند اما میداند که روزی دوباره ترک خواهد کرد. در مانیوا، پسری جوان به خانه خانواده برای مراسم اوبن میرود تا به یاد پدربزرگش گرامی دارد. هر روایت مستقل از روایت قبلی پیگیری میشود.