در دوران میجی و قرن نوزدهم ژاپن که به سمت مدرنسازی در حال حرکت است، «دیوی سیاه» رابطه انسان با گاو را کاوش میکند، با الهام از مجموعه تصاویر و اشعار کوتاه «ده گاو نگهدار» از سنت بودایی زِن که مسیر رسیدن به روشنی و بیداری را نشان میدهند. «دیوی سیاه» زندگی مردی را پی میگیرد که پیش از این شکارچی-گردآورنده بوده و در مسیر تبدیل شدن به کشاورز و «ژاپنی» شدن در دوره غربیسازی دچار از دست دادن ارتباط با خدایان طبیعت و معنویت میشود. این مرد که از زندگی کوهستانی به زندگی روستایی منتقل میشود، روزی با گاو سیاه روبهرو میشود. او موفق میشود حیوان نیمهتمایل را به خانهاش بیاورد و با آن زندگی آغاز میشود. گاو سیاه همراه او در زندگی با تغییر فصلها میشود تا دوباره با طبیعت ارتباط برقرار کند.