خط داستانی
ژِنیا همسر رومن است و پسری دارند، ایلایا. ساشا همسر سِرجِی است اما فرزندی ندارند. رومن به حرفه نقاش خوبی است اما در کسبوکار خوب نیست. همسر او میخواهد در یک کسبوکار خانوادگی کوچکِ چاپ پورنو موفق شود. سِرجِی کارآفرینی خوب است اما مرد مهربان و توجهکَمی نیست. ساشا خانهدار تنها است. به طور اتفاقی، خانوادههای آنها همسایه میشوند. آشناییشان آغاز میشود و سِرجِی پیشنهاد میدهد تا کسبوکار مشترکی برای چاپ آثار پورنو راهاندازی کنند. ژِنیا بلافاصله موافقت میکند اما برای اقناع رومن زمان زیادی میبرد. در عاقبت مردان همسرانشان را عوض میکنند.