خط داستانی
این فیلم در کارجیل، شهری مسلماننشین در هیمالیا که در سال 1999 جنگی بین هند و پاکستان در آن رخ داد، روایت میشود. داستان درباره امیر است که فیلم کوتاهش به دلیل شکایت یک رهبر مذهبی ممنوع میشود و حسابهای اجتماعیاش مسدود میشود. مادر سالخوردهاش، فاطمه، سفری دشوار در کوههای هیمالیا را آغاز میکند تا فیلم را در روستاها نشان دهد، سفری که او را از نظر روحی و جسمی خرد کرده و به جنون نزدیک میکند تا اینکه به روحی آزاد تبدیل میشود.