خط داستانی
در صبح گرمای تابستان آرنا مادرش را به محیط کارش می برد و در آنجا جاروی جرِی برای نخستین بار با خویش آشنا می شود و به جویای دل دلبسته می گردد اما گمان می برد که هرگز او را نخواهد دید اما واقعاً اینگونه نیست.
در صبح گرمای تابستان آرنا مادرش را به محیط کارش می برد و در آنجا جاروی جرِی برای نخستین بار با خویش آشنا می شود و به جویای دل دلبسته می گردد اما گمان می برد که هرگز او را نخواهد دید اما واقعاً اینگونه نیست.