خط داستانی
در سرداب، در صندوق کهنه ای که همه فراموشش کرده اند، عروسکهای کهنه و خرابه و زیبای افتاده زندگانی می کنند. آن ها سال ها آرزو داشتند از این صندوق بیرون بیایند اما برای این کار باید یکی تنها قربانی شود و هیچ کس حاضر نشده این نقش را به عهده بگیرد. آن ها برای مدت طولانی بحث کردند و فریاد کشیدند اما هیچگاه به توافق نرسیدند.