خط داستانی
ماتیسسن پیر واقعاً با دخترش استر امن نیست با او در مربی گاه اسب والدینش فرار کرده است چون پسرش داوید صد کیلو با اوست که دوباره با پلیس درگیر است به تعجب او و به خصوص پدر ماتھیسن خواهرانش را هل می دهند تا به آشیانه برگردند همه مشکلاتی را با خود می آورند و با این حال می خواهند به پدر کمک کنند تا مزرعه زیبا و نامطبوعش را پرداخت کند