خط داستانی
یکی از اعضای گروه به نام هانجیرو به کوهارو، بازیگر یک گروه تئاتر سیار، درباره یک فنر تاشو یادگاری که عشق گمشدهاش، خانم اوکیو، سالها پیش به او داده بود، میگوید. مشخص میشود که این فن یک میراث قبیلهای با ارزش است که داشتن آن، به دلایل پیچیدهای، رهبری قبیله را تعیین خواهد کرد. افراد بد شمشیرزن به دنبال تصاحب فن میآیند و کوهارو به یک سفر جادهای به ادو میرود تا این شیء ارزشمند را به دستهای شایسته خانم اوکیو برساند.