خط داستانی
هفت ساله آیّا زمان زیادی را در تماشاخانه سپری میکند چون پدرش، آسن، بازیگر است. یک شب آیّا در اتاق کنترل به خواب میرود. با پایان نمایش، توطئه، خیانت و تنش در گروه تئاتر به تدریج افزایش مییابد. توهمهای آسن فرو میریزند وقتی میفهمد ستاره تلویزیونی، بوین، به جای او در نخستین اجرای آینده جایگزین میشود. پدر آیّا رسوایی به پا میکند که به مشاجرهای مستیآلود تبدیل میشود. آیا آسن با حمایت بیشائبه همسرش و عشق بیدریغ دخترش دوباره خود را پیدا خواهد کرد؟