خط داستانی
در یک زبالهدانی متروکه، اشیای فلزی قدیمی دور انداخته شدهاند - یک کتری، یک قوطی، یک پیچ با مهره و یک میخ کوچک زنگزده. آنها احساس گمشدگی و بیفایده بودن میکنند. سپس زنگزدگی مکار به سراغشان میآید تا آنها را نابود کند. اما ناگهان متوجه میشوند که نقاطی وجود دارد که هنوز میتوانند مفید باشند و در قالبی جدید به مردم خدمت کنند. با پیدا کردن این مکان، دوستان متوجه میشوند که در چنین وضعیتی تنها نیستند و یک صف کامل از اشیای فلزی، بزرگ و کوچک، برای ذوب شدن صف کشیدهاند.