خط داستانی
داستان خرقيوش درباره ارش است که رودهای دارد. پدرش مبتلا به سرطان تشخیص داده میشود و از کشور فرار کرده است. برای فراموش کردن وضعیت پدرش، دوستانش بابک و بهنود تصمیم میگیرند از نوعی جواهری خوشیهای شدید استفاده کنند که او را به طرز فاحشی شاد میکند و در این حین منجر به فاش شدن برخی حقیقتهای پنهان برای ارش میشود.