خط داستانی
وقتی مهماندار پرواز، آنا، پس از پروازی بلند از نیویورک به فرودگاه هیترو لندن می رسد خسته و خیلی تحریک پذیر است. اتاق هتل بی روح دیگری حال او را بدتر می کند. تصادفی ملاقات با مردی خوش قیافه در بار شب او را خوشحال می کند و دو نفر به سرعت با هم برای شب می چسبند. وقتی آنا فردای همان صبح بیدار می شود، می بیند که خودش تراوش از خون دارد و آن مرد به طرز بی رحمانه ای در تخت خواب او کشته شده است. چه کسی این کار را کرده است؟ این وضعیت او را در موقعیت دشواری برای تماس با پلیس قرار می دهد، اما حالا چه باید بکند؟ چطور می توان جسدی را که درون اتاق هتل زندانی است، از بین برد؟ آنا به منظور کنار زدن قطعات برای یافتن حقیقت ترسناک، به زمان بدهی می افتد.