خط داستانی
ترنت، دوست دخترش آلیسون را به گرداب آرزوهایش میکشاند و به شدت از قاتلان قراردادی هنری و تیم فرار میکند، در حالی که به جادههای عمیق و ویرانگر میلغزد که دشتهای خالی را در هم مینوردند. در این مسیر، ترنت با بن، یک سرگردان عشایری که اکنون این جادهها را "خانه" مینامد، و همسرش میشل آشنا میشود، در حالی که آنها در وسعت باز فلینت هیلز سرگردان هستند.