خط داستانی
در روستای سان آندرس، رقابت بین دو خانواده والدِس و رامیرز حول «المانانتالیال» است، منبع آبی زیبایی که به طور اتفاقی باغچه کوچک والدِس را میَهبال داده، نه مزرعه همسایه، کاسه ثروتمند و مرفهِ «پییراداس گراندِس»، جایی که بهترین دامها پرورش داده میشوند و ملک رامیرز است. اما چشمه دلیل واقعی نفرت بین این دو خانواده نیست. خُودو رامیرز، همسر مارتا ایسنزا، با فرانسیسکا ریرو، همسر دشمنش و همسایهاش ریگوبرتو والدِس رابطهای داشت. این رابطه که برخاسته از خیانت است، باعث تلخترین دشمنی و نابودی بین دو خانواده خواهد شد. والدِسها دختری زیبا به نام آلفونسینا دارند که در همان سالی به دنیا آمد که آلخاندرو، پسر وارث رامیرز، به دنیا آمد. اگرچه آنها با روحیههای پیشداوری نسبت به خانوادههایشان به طور جداگانه رشد کردهاند، اما نمیتوانند از یکدیگر احساس جذب کنند. مارتا این کار را تحمل نمیکند و به شوهرش سفارش میدهد تا مطمئن شود پسرش هرگز با آلفونسینا نباشد تا بتواند با باربارا، دختر دخترخالهاش، ازدواج کند. جستُو آلفونسینا را مورد تجاوز قرار میدهد و او با مادر و عمهاش میگریزد. پنج سال بعد… آلفونسینا از مدرسه فارغالتحصیل میشود و زندگی خوبی دارد تا اینکه مادرش خودکشی میکند زیرا از بیماری مرگبارش آگاه شده و قادر به زندگی با احساس گناه سبک زندگیاش نیست. پیش از مرگ، مادر به آلفونسینا اعتراف میکند که جستُو رامیرز زندگی او را ویران کرده است و پس از آن آلفونسینا قسم به انتقام از مردی میخورد که خانوادهاش را نابود کرده است. او به سان آندرس برمیگردد و دوباره آلخاندرو را میبیند که اکنون با باربارا نامزد است. عشق آنها هنوز در قلبشان وجود دارد. آنها باید برای عشقشان بجنگند و ببینند آیا میتوانند در سواحل El Manantial خوشبخت باشند…
El Manantial یک تلهنُولِوا مکزیکی است که اولین بار در سال 2001 پخش شد و با بازی آدِلا نُرِگا و ماورسیو ایلاس همراه بود. این تلهنُولا در سال 2002 جایزه TVyNovelas را برای بهترین تلهنولا دریافت کرد.