در پدیدار شدن adolescence، جیمِ بهارکه با جدِش هدیهای کهنسال به عنوان گرامی از زمان به دست میآورد—قطعهای با قدرت شگفتآور برای سفر در زمان. در آغاز، پسرک از قابلیتهای عتیقِ ارثی آگاه نیست و آن را بیاهمیت میپندارد تا ناگهان به embrace آینده پرتاب میشود. با به اشتراکگذاری این آشکارِ مبهم با لارا و دانیل، سهنفره سفر شگفتانگیزی را آغاز میکنند که سرنوشت وجودشان را برای همیشه دگرگون میسازد.